تبلیغات
جدیدترین بازی های رایانه ای روز دنیا - نقد و بررسی Prince of Persia: The Forgotten Sands
جدیدترین بازی های رایانه ای روز دنیا
بزرگترین وبلاگ بازی های روز دنیا

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه بیست و نهم مردادماه سال 1389

 سال پیش بود كه شركت بازی سازی یوبی سافت امتیاز بازی ناشناسی به نام Prince of Persia را از خالق آن جردن مكنر خریداری كرد. عنوانی كه بر اساس كتاب "الف للیله و لیله" یا به زبان پارسی "هزار و یك شب" نوشته شده بود. در سال 2003 بود كه یوبی سافت در سبك اكشن ماجراجویی انقلابی به پا كرد و بدین گونه بود كه اولین بازی از سه گانه‌ی شن های زمان بوجود آمد. PoP: The Sands of Time در آن سال بدون شك بهترین بازی سبك خود بود. بازی روایتی موفق از داستان شاهزاده‌ای بود كه نیروی شن‌های زمان را به اشتباه آزاد كرد و موجودات زیادی را به شن تبدیل كرد اما سرانجام در پایان بازی موفق شد همه چیز را به حال اول بازگرداند. قسمت دوم از سه‌ی گانه شن‌های زمان Warrior Within بود كه در آن ماجرا هفت سال پس از جریانات اتفاق افتاده در بازی اول روایت می شد كه شاهزاده پارسی تبار در سدد شكست دادن محافظ زمان و در نتیجه تعیین سرنوشت خویش بود. این بازی كه تا حدودی فدای پول پرستی یوبی‌سافت پس از فروش چشم گیر نسخه‌ی اول شده بود نسبتاً ضعیف‌تر از The Sands of Time ظاهر شد. سرانجام با عرضه‌ی The Two Thrones سه گانه‌ی محبوب PoP به پایان رسید. بازی روایتگر ادامه‌ی داستان و ستیز شاهزاده با دشمن همیشگی‌اش بود، دشمنی كه قصد جانش را داشت چیزی نبود جز نیمه‌ی تاریك خود شاهزاده و در نهایت شاهزاده موفق شد بر نیمه‌ی تاریك خود چیره شود.

تقریباً سه سال پس از آخرین سه گانه‌ی PoP، یوبی سافت قسمت چهارم بازی را به بازار عرضه كرد كه از نظر داستانی هیچ ارتباطی با نسخه‌های قبلی نداشت. Prodigy از نظر نگارنده و بسیاری از منتقدین رنسانس سری بازی‌های محبوب PoP لقب گرفت. در این بازی از خود شاهزاده گرفته تا محیط ها و سبك گرافیك بازی همه و همه تغییر كرده بودند و از همه مهم‌تر وجود دختری به نام الیكا در بازی بود، الیكا شاهزاده را در همه‌ی لحظات سخت و دشوار بازی یاری می‌كرد و وی را به عنصری شكست ناپذیر مبدل می‌ساخت. اما حالا یوبی سافت دوباره به سه گانه‌ی شن‌های زمان بازگشته است. PoP: The Forgotten Sands بین دو نسخه‌ی شن های زمان (Sands of Time) و مبارز درون (Warrior Within) اتفاق می‌افتد و قصد دارد آن هفت سال وقفه میان این دو بازی را شرح دهد ...

شاهزاده پس از جنگ ها و ستیزهای سخت و طاقت فرسا در Azad به نصیحت پدرش راهی سرزمین مالك (Malik)، برادر بزرگترش می‌شود تا تجربه‌ی كافی برای پادشاهی را از وی كسب كند زیرا وی بعدها قرار است فرمانروای Azad شود. زمانی كه شاهزاده به سرزمین برادرش می‌رسد ناگهان با صحنه‌ی عجیبی رو به رو می‌شود. وی ناگهان سپاهیان برادر خود را در حال مبارزه با موجودات اهریمنی می‌بیند. وی كه خطه‌ی تحت سلطنه‌ی برادرش را مورد تجاوز می‌بیند به كمك وی می‌شتابد. در زمانی كه دیگر امیدی برای پیروزی سپاهیان برادر وی نمانده است مالك به سمت قلعه‌ای می‌شتابد كه نیروی شن‌های زمان در آن ماوا گزیده است تا با آزاد كردن آن، از تسخیر كشورش به دست بیگانگان جلوگیری كند. شاهزاده كه قدرت شنها را درك كرده و می‌داند كه چه قدرت كنترل نشدنی دارند در سدد منصرف كردن برادرش بر می‌آید اما موفق نمی‌شود و در كمال ناباوری پس از باز شدن در قلعه كلید آن كه به شكل یك مدال است به دو نیم شده و هر قسمت آن نزد یكی از دو برادر می‌رسد و اینجاست كه پس از سال‌ها قدرت شن‌های زمان آزاد می‌شود. شاهزاده كه در حال فرار از قلعه است با یك جن به نام Razia آشنا می‌شود. او پرده از رازی بزرگ بر می‌دارد. او به شاهزاده می‌گوید كه سال ها پیش این سرزمین با همكاری جن‌ها و انسان‌ها ساخته شده و Rashta كه جنی بد ذات و پلید است با این همكاری مخالف بوده و این قدرت خطرناك را وی بوجود آورده است و تنها راه جلوگیری از آن چسباندن دوباره‌ی مدال ها به یكدیگر است.

شاهزاده‌ی دوست داشتنی گیمرها بازگشته و بسیاری از حركاتش را نیز با خود آورده است. پریدن‌ها، راه رفتن روی دیوار، تاب خوردن از میله‌ها و آویزان شدن از ستون‌ها همه یاد آور سه گانه‌ی شن‌های زمان هستند. فرمول كلی بازی تغییر خاصی نكرده است و هسته‌ی گیم‌پلی بازی مثل سری گذشته عبارتند از: حركات آكروباتیك، مبارزات و پلتفرومینگ.

سكانس اول بازی ورود شاهزاده به سرزمین برادرش را به ما نشان می‌دهد و پس از رو به رو شدن با هرج و مرج كنترل بازی به دست بازیكن سپرده شده و وی سریعاً باید شاهزاده را به میدان نبرد برساند. در اینجا یكی از اولین اقدامات سازندگان برای بهبود بازی توجه ما را به خود جلب می‌كند، برای اولین بار در این سری بازی‌ها شما با گروه های 5 تا 50 نفری دشمن رو به رو خواهید شد! نكته‌ی جالب اینجاست كه دیگر قابلیت دفاع در بازی وجود ندارد و در عوض باید از جاخالی دادن برای مقابله با دشمنان استفاده كرد. شاهزاده هنوز هم می‌تواند كار دشمنان خود را به شكل‌های مختلفی تمام كند، مانند پریدن از بالای سر دشمنان و فرو كردن خنجر در كمرشان و ...

چیزی كه بازیكن را به شدت در هنگام بازی به وجد می‌آورد حركات آكروباتیك نرم و زیبای شاهزاده است كه بسیار خوب كار شده و حس تازه‌ای را به بازیكن القاء می‌كند. سیستم مبارزات خود به دو بخش تقسیم می‌شود كه عبارتند از: مبارزات معمولی با دشمنان كه با شمشیر انجام می‌شود و نوآوری دیگر در این بخش توانایی لگد زدن است كه در صورت مواجه شدن با گروه‌های زیاد دشمنان بسیار مفید و كارآمد است. قسمت دوم باس فایت (Boss Fight) ها هستند كه همان مبارزه با غول‌های آخر هر بخش هست كه نقات منفی و مثبت خود را دارد اما یكی از نكات منفی آن ساده بودن بیش از حد بعضی از غولهاست. از نكات مثبت آن هم می‌توان به متنوع بودن و كاركتر پردازی قوی آنها اشاره كرد.

بخش پلتفورمینگ بازی‌ هم بیشتر بر روی حل معماها تكیه كرده است اما معماهای بازی بسیار زجر آورند و گاهی آسان بودن بیش از حد آنها شعور و فهم بازیكن را زیر سوال می‌برند! در قسمت HUD بازی خط سلامتی شاهزاده قرار دارد كه بر خلاف بازی‌های قبل دیگر با آب پر نمی‌شود بلكه مانند بازی هایی مثل Dante’s Inferno و ... به وسیله‌ی Orbها پر می‌شوند. در بازی بازیكن توانایی كنترل چهار عنصر آب، هوا، خاك و آتش را دارد كه استفاده از آب بسیار بهتر و مفرح‌تر است. كنترل آب بدین گونه است كه بازیكن میتواند آب را منجمد كرده و نسبت به حالت آن از آن آویزان شد، تاب خورد و ... كه البته تاثیر بسزایی بر روی گیم پلی بازی نمی گذارد.

در ساخت بازی از موتور Anvil استفاده شده است. موتوری كه یوبی سافت در بازی معروف خود یعنی ACII هم از آن استفاده كرده و قطعاً در عناوینی چون AC: Brotherhood هم از آن استفاده خواهد كرد. شاید بعد از داستان پردازی و صداگذاری بازی، گرافیك بازی نقطه‌ی قوت بازی به حساب بیاید كه نورپردازی و سایه زنی عالی هم به تكامل این امر كمك بسزایی می‌كنند. مناظر بازی فوق العاده اند. طراحی محیط واقعاً بهترین در كل سری است، هم از نظر كیفی و هم از نظر تكنیكی. پس زمینه‌های غنی و پرجزئیات بازی بیش از همیشه به فرهنگ پارسی وفادار هستند اما برخی از انیمیشن های بازی بازیكن را یاد عروسك‌های خیمه شب بازی می‌اندازد بس كه خشك و ابتدایی به نظر می‌رسند! دوربین نیز گاهی اوقات زاویه‌ی درستی نداشته و گاهی نیز بدون هدف حركت كرده و بازیكن را گیج می‌كند، اما اوج كار طراحی هنری بازی را در طراحی خود شاهزاده می‌توان یافت، شاهزاده‌ای كه بسیار عالی كار شده و چه سیما و صورت وی كه بسیار پر جزئیات است و چه زره و لباس وی كه حس یك جنگجوی كاركشته را به بازیكن القا می‌كند.

در رابطه با صداگذاری بازی فكر می‌كنم فقط یك كلمه كافی باشد: معركه! بله صداگذاری بازی حرف ندارد، از موسیقی‌های بازی كه تم عربی دارند و صدای دشمنان و باس‌ها كه به فارسی صحبت می‌كنند! در سكانسی در اوایل بازی دشمنان با هم بر سر تقسیم كردن گنج و اینكه كی چقدر بردارد با هم به زبان فارسی مشاجره می‌كنند كه قطعاً برای ما فارسی زبانها بسیار دلنشین است. نكته‌ی جالب اینكه باس اصلی بازی یعنی Rashta كاملاً فارسی حرف میزند و در آخر بازی كلماتی مانند: "فرزند سلیمان باید بمیرد"، "من انتقامم را خواهم گرفت"، "قدرت مدال‌ها ازان من است"، "باید مانند من زجر بكشی" و ... را به زبان می آورد اما نكته‌ی نه چندان جال اینجاست كه خود شاهزاده اصلاً یك كلمه هم فارسی حرف نمی زند و این بسیار جای تعجب دارد كه چگونه شاهزاده‌ای كه خود پارسی است در بازی فقط به زبان انگلیسی صحبت می كند. البته صدای پرنس تغییر نكرده و صداپیشگی آنرا Yuri Lowenthal بر عهده دارد، كسی كه صداگذاری شاهزاده در سه گانه‌ی شن‌های زمان را هم عهده دار بوده است.

در آخر باید بگویم كه PoP: The Forgotten Sands توانست تا حدودی نام و یاد سری PoP را نزد گیمرها، بخصوص گیمرهای هم وطن شاهزاده زنده كند، هرچند كه كم و كاستی‌هایی هم در بازی احساس می‌شد. به هر حال PoP: The Forgotten Sands توانست راه سه گانه‌ی شن‌های زمان را ادامه دهد و دوباره مهر تاییدی باشد بر پیكره‌ی این سری.




طبقه بندی: نقد بازی ها، 
ارسال توسط Moein Esfehanei
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما درمورد مطالب این وبلاگ چیست؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
تبلیغات